تبلیغات
ღروایت عشقღ - مطالب مرداد 1395

ღروایت عشقღ

اللهم صلی علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

نویسنده : دختر خونه
تاریخ : یکشنبه 31 مرداد 1395 11:49 ب.ظ
花だよ。チューリップ のデコメ絵文字کلافه بودم...دلم گرفته بود...
دلم می خواست برم... نمیدونم کجا فقط برم
!? のデコメ絵文字 ازین شهر ازین جهان اصلا بمیرم!!? のデコメ絵文字
در کمدم باز کردم و تمامی کتاب و دفترهای سال تحصیلی گذشته رو توی پلاستکی گذاشتم بعد دونه دونه دفترخاطراتم از پنج شیش سال پیش ریختم کف اتاق هرکدوم یکم نگاه کردم و بعد گذاشتم توی یه کیف پارچه ای ... زیاد علاقه ای به خوندن خاطرات گذشته نداشتم...
رفتم سراغ کشوی خرت و پرتام و هرچی به درد نخور بود ریختم دور و تمیزش کردم حس بهتری داشتم!
با خودم گفتم برای رفتن باید سبک باشم!
زنگ زدم به دخترخالم و قرار شد دفترهای خاطرات و کتاب های تحصیلی بدم بهش و بعد قرار شد برگه هایی که توش خاطره بود پاره کنیم و از برگه های خالیش استفاده کنه
花だよ。ハイビスカス のデコメ絵文字
...
وقته دیگه ای
رفتم سراغ گوشیم و اشکم جاری شد...
ردپاهای سیاهی ازم مونده بود که تنها پاک شدنش به دست خداست...

دیلیت اکانت
اینستاگرام(در این باره با دوستم زیاد حرف زدیم و فهمیدیم اصلا به درد نمیخوره الان بسیاری از دختران محجبه عکس هاشون توی صفحات مجازی میزارن خواهرم یه نفر توی خیابون هم ازت عکس بخواد بهش میدی!? のデコメ絵文字 و پسران مذهبی نیز با تعریف های زیاد تشویق به ادامه ی اینکار میکنند زمانی جزو این افراد بودم اما اصلا کاره درستی نیست.افراد مشکل داری! نیز در اینستاگرام هستن که ممکنه روی افراد مذهبی هم تاثیر بزارن که گذاشتن!? のデコメ絵文字خلاصه اکانت اینستاگرام به لطف خدا پاک شد...)
پاک کردن چندتا ایمیل(در صفحه مجازی هیچ چیز کاملا نابود نمی شود مراقب کلیک کردن هایمان باشیم)
حال کمی آروم شدم اما لکه های زیادی هست که باید پاک کنم...
دفتر حساب کتابم برداشتم و شروع کردم به تخمین زدن نمازهای قضا و چه قدر شرمنده درگاه پروردگارم...
نوشتن روزه هایی که باید گرفته بشن...
برای سبک شدن چه قدر کار دارم...

چگونگی :
花だよ。花束 のデコメ絵文字خواندن نماز های قضا

花だよ。花束 のデコメ絵文字 گرفتن روزه های قضا

花だよ。花束 のデコメ絵文字 دیلیت اکانت اینستاگرام

花だよ。花束 のデコメ絵文字دیلیت اکانت تلگرام   کد ایران: +98 به جای صفر شماره تلفن همراه نوشته می شود

花だよ。花束 のデコメ絵文字حذف اکانت جیمیل در اندروید

花だよ。花束 のデコメ絵文字حذف اکانت جیمیل در کامپیوتر
نویسنده : دختر خونه
تاریخ : یکشنبه 24 مرداد 1395 08:57 ب.ظ
http://vareth.ir/files/fa/news/1394/6/2/170565_780.jpg

باز هم زائرتان نیستم، از دور سلام!
تو زندگی حرفهایی هست که فقط و فقط،
باید بر روی "باب الجواد"...
کلمه‌ها را دانه کنی، دانه‌های اشک
بکشانی شان دنبال هم، شبیه یک تسبیح،
بچرخانی شان توی صورتت، ذکر بگیری و بعد،
انگار که تسبیح پاره بشود،
دانه‌ها بیایند تا بچکند روی سنگ‌های حرم...
باز هم در به در شب شدم،
"ای نور سلام"
باز هم زائرتان نیستم، "از دور سلام"
اَلسَّلامُ عَلَیک یا علی ابن موسَی الرِّضا (ع)
موضوع: بوی عشق،

نویسنده : دختر خونه
تاریخ : جمعه 22 مرداد 1395 11:27 ب.ظ

http://vareth.ir/files/fa/news/1393/2/31/43553_854.jpg
داشتم راه اشتباه می رفتم...کم کم از مسیر خارج شده بودم مسیر بندگیو میگم!
بغض داشتم و دلم گرفته بود فکر کنم ماه رمضون بود که دوستم برام از اون هیئت با صفا تعریف کرد.هیئت بهشت الرضا واقعا هم بهشت بود برای خودش.بهم گفت قراره سفر مشهد ببرن و منم حسابی ذوق کردم که اجازه ش از بابا می گیرم و راهی مشهد میشم و میتونم از اقا بخوام برام دعا کنه خدا منو ببخشه اما خیلی زود با شنیدن (نه) سفت و سخت بابا امیدم کور شد و دلم شکست با خودم گفتم امام رضا نگاه به گذشتم و کارهایی که این چند روز انجام دادم کرده و اجازه نداده بیام پیشش...
وقتی وارد بهشت رضا شدم و جو مذهبی و روحانی اونجا رو و حرفایی که خانم برامون درمورد امام رضا و زیارتش زد دیدم،شنیدم نه!لمس کردم... دلم پر کشید سمت گنبد طلا...هر سال سفر مشهدمون به راه بود اما انگار امسال اقا زیاد ازم راضی نبود و من تا به حال این قدر مشتاق زیارت نبودم...
بچه ها رفتن مشهد و منم از لج خدا اما نه از لج خودم دست به کارایی زدم که ای کاش خدا منو می کشت که اینکار نمی کردم اما خراب کردم وضع بدتر کردم و همه چی انداختم گردن خدا و اقا و بابام که اگر می رفتم مشهد اینجوری نمی شد...
گذشت بچه ها از هیئت اومدن و چندوقت بعد روز تولد حضرت معصومه (س) دوباره رفتم بهشت...گناهکار بودم اما خدا به روم نیاورد منو توی بهشتش جا داد و شرمنده ام کرد فهمیده بودم هیئت جای ثابتش از دست داده و خونه ی بچه ها می چرخه و متبرک میکنه. دلم خواست ای کاش خونه ی ما هم امام رضایی می شد...
وقتی اومدم خونه یه داستانی شنیدم که حالم بدتر کرد این بود اون داستان:

نویسنده : دختر خونه
تاریخ : یکشنبه 3 مرداد 1395 07:27 ب.ظ

花だよ。お花 のデコメ絵文字شخصی نزد امیرالمؤمنین علیه‌السلام آمد و گفت: من با آن‌كه میخواهم برای نماز شب برخیزم، اما نمیتوانم.
 حضرت در جواب فرمودند: «قدقیدتك ذنوبك؛ گناهانت تو را به بند كشیده است»1 و همان باعث میشود بیدار نشوی.
花だよ。お花 のデコメ絵文字گرچه به‌ظاهر این روایت اخلاقی است، اما دارای جنبه طبی هم هست. چون مزاج گناه سرد است و بر مزاج سرد و تر مغز می‌افزاید و به خواب سنگین می‌انجامد، لذا در روایات داریم خیلی ها بر اثر گناهان می میرند و گناه عمر را كوتاه میكند، چون سردی عصیان، انسان را از تعادل حقیقی كه در قالب مكتب تشیع بر ما ارزانی شده است، دور میكند و باعث ضعف حرارات غریزی بدن میشود...
花だよ。お花 のデコメ絵文字 برای نمونه خوب است بدانیم نگاه به زن نامحرم، صفرای فاسد را بالا می‌برد و در مقابل نگاه به همسر، مزاج را تعدیل می‌كند.
بد نیست به این نكته نیز اشاره كنیم كه مزاج اطاعت از خداوند گرم است و گرمی طاعت، موجب تقویت حرارت غریزی میشود و در نتیجه انسان‌های مطیع خداوند، معمولا عمر طولانی دارند.
حقیقت گسترده خواب بر چشم بسیاری از ما كم اهمیت است، اما اگر بدانیم خواب هم جزئی از زندگی ماست، می‌توانیم از لحظه لحظه آن بهره‌برداری كنیم.
花だよ。お花 のデコメ絵文字 به فرموده امیرالمؤمنین علیه‌السلام، وقتی مؤمن میخوابد، روحش به عرش الهی می‌رود، اما وقتی برمی‌گردد، شیاطین در آن دست‌كاری می‌كنند... اگر فرد با وضو بخوابد، شیاطین نمیتوانند دست‌بردی به آن بزنند.
خواب دارای طبیعتی سرد است، بنابراین نباید قبل از خواب فعالیت گرم و شدید انجام داد. معده انسان نباید هنگام خواب زیاد پر یا خالی باشد. اگر كسی با معده پر بخوابد، بخارات حاصل از هضم ناقص غذا به مغز رسیده و آرامش او را می‌گیرد و منشأ خواب‌های پریشان می‌شود.
花だよ。お花 のデコメ絵文字همچنین در روایات داریم با شكم گرسنه نخوابید و حتما شام بخورید، حتی یك دانه خرما.
 امیرالمؤمنین علیه‌السلام فرموده‌اند: خوابیدن به پشت، خواب انبیا و خوابیدن به شانه راست خواب مؤمنان است. خوابیدن به شانه چپ، خواب كفار و منافقین و خوابیدن به شكم، خواب شیاطین است.
وقتی به پهلوی چپ میخوابیم، اعضای درون سینه به قلب فشار می‌آورند و قلب مؤمن كه مركز الهامات و اشارات الهی است، نمی‌تواند كارش را به‌خوبی انجام دهد و از دیدن رؤیای صادقه محروم می‌شود.
خواب به شكم هم بدترین خواب است؛ چون اخلاط غلیظ بدن را به سمت قلب می‌كشاند، پس چشم‌ها پف می‌كند، زبان سنگین و دهان بدبو می‌شود.
花だよ。お花 のデコメ絵文字برای كاهش مقدار خواب، بهتر است هر شب قبل از خواب،بوی خوش استنشاق كرده و پس از آن در هر یك از مجاری بینی چند قطره عصاره سیاه‌دانه بچكانید
نویسنده : دختر خونه
تاریخ : شنبه 2 مرداد 1395 02:31 ب.ظ
花だよ。お花 のデコメ絵文字1. هر وقت در زندگی‌ات گیری پیش آمد و راه بندان شد، بدان خدا کرده است؛ زود برو با او خلوت کن و بگو با من چه کار داشتی که راهم را بستی؟ هر کس گرفتار است، در واقع گرفته ی یار است.

2
.زیارتت، نمازت، ذکرت و عبادتت را تا زیارت بعد، نماز بعد، ذکر بعد و عبادت بعد حفظ کن؛ کار بد، حرف بد، دعوا و جدال و… نکن و آن را سالم به بعدی برسان. اگر این کار را بکنی، دائمی می شود؛ دائم در زیارت و نماز و ذکر و عبادت خواهی بود.

3.اگر غلام خانه‌زادی پس از سال ها بر سر سفره صاحب خود نشستن و خوردن، روزی غصه دار شود و بگوید فردا من چه بخورم؟ این توهین به صاحبش است و با این غصه خوردن صاحبش را اذیت می کند. بعد از عمری روزی خدا را خوردن، جا ندارد برای روزی فردایمان غصه دار و نگران باشیم.

4. گذشته که گذشت و نیست، آینده هم که نیامده و نیست. غصه ها مال گذشته و آینده است. حالا که گذشته و آینده نیست، پس چه غصه ای؟ تنها حال موجود است که آن هم نه غصه دارد و نه قصه.

5.موت را که بپذیری، همه ی غم و غصه ها می رود و بی اثر می شود. وقتی با حضرت عزرائیل رفیق شوی، غصه هایت کم می شود. آمادگی موت خوب است، نه زود مردن. بعد از این آمادگی، عمر دنیا بسیار پرارزش خواهد بود. ذکر موت، دنیا را در نظر کوچک می کند و آخرت را بزرگ. حضرت امیر علیه السلام فرمود:یک ساعت دنیا را به همه ی آخرت نمی دهم. آمادگی باید داشت، نه عجله برای مردن.

6.اگر دقّت کنید، فشار قبر و امثال آن در همین دنیاقابل مشاهده است؛ مثل بداخلاق که خود و دیگران را در فشار می گذارد.

7.تربت، دفع بلا می‌کند و همه ی تب ها و طوفان ها و زلزله ها با یک سر سوزن از آن آرام می شود. مؤمن سرانجام تربت می‌شود. اگر یک مؤمن در شهری بخوابد، خداوند بلا را از آن شهر دور می‌کند.

8.هر وقت غصه دار شدید، برای خودتان و برای همه مؤمنین و مؤمنات از زنده ها و مرده ها و آنهایی که بعدا خواهند آمد، استغفار کنید. غصه‌دار که می‌شوید، گویا بدنتان چین می‌خورد و استغفار که می‌کنید، این چین ها باز می شود.

9. تا می گویم شما آدم خوبی هستید، شما می گویید خوبی از خودتان است و خودتان خوبید. خدا هم همین طور است. تا به خدا می گویید خدایا تو غفّاری، تو ستّاری، تو رحمانی و…خدا می فرماید خودت غفّاری، خودت ستّاری، خودت رحمانی و… . کار محبت همین است.

10.با تکرار کردن کارهای خوب، عادت حاصل می شود. بعد عادت به عبادت منجر می شود. عبادت هم معرفت ایجاد می کند. بعد ملکات فاضله در فرد به وجود می آید و نهایتا به ولایت منجر می شود.

11.خدا عبادت وعده ی بعد را نخواسته است؛ ولی ما روزی سال های بعد را هم می خواهیم، در حالی که معلوم نیست تا یک وعده ی بعد زنده باشیم.

12. لبت را کنترل کن. ولو به تو سخت می گذرد، گله و شکوه نکن و از خدا خوبی بگو. حتّی به دروغ از خدا تعریف کن و این کار را ادامه بده تا کم کم بر تو معلوم شود که به راست ی خدا خوب خدایی است و آن وقت هم که به خیال خودت به دروغ از خدا تعریف می کردی، فی الواقع راست می گفتی و خدا خوب خدایی بود.


13.ازهر چیز تعریف کردند، بگو مال خداست و کار خداست. نکند خدا را بپوشانی و آنرا به خودت یا به دیگران نسبت بدهی که ظلمی بزرگ تر از این نیست. اگر این نکته را رعایت کنی، از وادی امن سر در می آوری. هر وقت خواستی از کسی یا چیزی تعریف کنی، از ربت تعریف کن. بیا و از این تاریخ تصمیم بگیر حرفی نزنی مگر از او. هر زیبایی و خوبی که دیدی رب و پروردگارت را یاد کن، همانطور که امیرالمؤمنین علیه السلام در دعای دهه‌ی اول ذیحجه می فرماید: به عدد همه چیزهای عالم لا اله الا الله

14.دل های مؤمنین که به هم وصل می‌شود، آب کُر است. وقتی به علــی علیه السّلام متّصل شد، به دریا وصل شده است...شخصِ تنها ، آب قلیل است و در تماس با نجاست نجس می شود ، ولی آب کُر نه تنها نجس نمی شود ، بلکه متنجس را هم پاک می کند."

15
.هر چه غیر خداست را از دل بیرون کن. در "الا"، تشدید را محکم ادا کن، تا اگر چیزی باقی مانده، از ریشه کنده شود و وجودت پاک شود. آن گاه "الله"را بگو همه ی دلت را تصرف کند.
موضوع: بوی عشق،