花だよ。タンポポ のデコメ絵文字بسم الله الرحمن الرحیم花だよ。タンポポ のデコメ絵文字
バラ のデコメ絵文字هوالغفورバラ のデコメ絵文字
花だよ。花束 のデコメ絵文字برگ هشتم花だよ。花束 のデコメ絵文字

http://www.qomefarda.ir/media/photo/562484698457b.jpg

صدای قدم های شمرده شمرده شخصی که نزدیکم می شد به گوشم رسید سره جام نشستم و پیرمرد مقابلم دیدم. با لبخند نگاهم می کرد.
به آرومی سلام کردم نمی دونم چرا ولی حسابی ازش خجالت می کشیدم امیری که حسابی مغرور بود الان از خجالت سرش انداخته بود پایین...
دستش گذاشت رو چونه ام و آروم سرمو بلند کرد و با لبخند گفت: سلام بابا جان سرت بگیر بالا چهرت ببینم...
کنارم نشست.چند دقیقه ای بینمون سکوت بود که ازش پرسیدم اینجا خونه ی شماست؟
کلاهش از سرش برداشت و گفت:بابا جان صاحب اینجا آقاست من چیکاره ام!
یکم کلافه شدم همه می گفتن صاحب اینجا آقاست!یعنی چی آخه!
دستم گرفت و گفت:پسرم نه فقط اینجا بلکه تمام چیزایی که مربوط به آقا میشن برای ایشونه!
یکم متعجب شدم یعنی فکرم خونده؟
دست کرد توی جیبش و مقداری پول درآورد و گذاشت کف دستم و گفت:
بابا جان اینو بگیر برو بده به حاج اسماعیل خونشون ___ بپرسی بهت میگن
پول گذاشتم جیبم و پرسیدم: اسم شما چیه؟
خندید و گفت :منو بابا محمد صدا میزنن برو تا دیر نشده خدا به همراهت!
از خونه اومدم بیرون و سوار موتورم شدم که یهو سرجام موندم
با خودم گفتم :این دیگه کی بود؟اصلا چرا بهم اعتماد کرد؟پول کمی هم نیست...برم تا منطقه 19 تهران خیلی راهه!!
بالاخره رسیدم
بعد از اینکه از چندین نفر پرس و جو کردم بالاخره حاج اسماعیل پیدا کردم
با دیدن خونه ای فقیرانه جا خوردم خیلی وضعش خراب بود یه اتاق کوچیک که اثاثش فقط یه گاز،تلویزیون کوچیک و یخچال کوچیکی بود سلام و احوال پرسی کردم و پول فورا دادم هرچی هم اصرار کردن نموندم نمی خواستم بمونم خیلی وضعشون بد بود.
توی راه به همه چی فکر کردم اما به نتیجه ای نرسیدم.
پسرایی که قرار بود غذا ببرن جلوی در ایستاده بودن و حرف میزدن تا منو دیدن حسابی تحویلم گرفتن انگار چندین ساله که همو می شناسیم بغضم گرفت توی این مدت هرجا رفتم هیچکس تحویلم نمی گرفت اما انگار داشت معجزه می شد.
یکی ازم پرسید:کجا رفته بودی اخوی؟
از کلمه اخوی خنده ام گرفت یاده بابا محمد افتادم و ماجرا رو شکسته بسته تعریف کردم.
همگی تو سکوت به حرفام گوش می دادن که یهو همون پسری که منو آورد اینجا زد رو سرش و نشست رو زمین شروع کرد به اشک ریختن دیگران هم کلماتی مثل: یا امام حسین، سبحان الله و ... رو بکار می بردند.
شوکه شدم نمی دونم کجای حرفام مشکل داشت که اینا این جوری می کردند...
صلوات
کپی بدون ذکر منبع پیگرد الهی دارد
پ.ن:قلم ناقص من کوچک را به بزرگی قلبتان ببخشید





دسته بندی : کنارم باش! ,