من گمشده ای در میان سیلی از گناهم!
دلسپرده ای که حال دل شکسته است و دل شکسته خواهد ماند تا آن هنگام که دلداده شود
ハート のデコメ絵文字
این روح چه می کشد؟ درد می کشد از دست من!
از دست من که خود را در سیاهی رها کرده ام وقتش رسیده دست نور را بگیرم...
خـدای من آن قدر ضعیف و دست و پا شکسته شده ام که حتی توانایی گرفتن دستت را ندارم تو مرا بلند کن که تنها امیدم در این ظلمات تو هستی.
« اعتراف به گناه »
اَللَّهُمَّ اِنَّهُ یَحْجُبُنى عَنْ مَسْئَلَتِكَ خِلالٌ ثَلاثٌ، وَ تَحْدُونى
پروردگارا سه خصلت مرا از اینكه چیزى از تو بخواهم بازمیدارد، و یك خصلت مرا به درخواست از
عَلَیْها خَلَّةٌ واحِدَةٌ: یَحْجُبُنى اَمْرٌ اَمَرْتَ بِهِ فَاَبْطَاْتُ عَنْهُ، وَ نَهْىٌ
تو ترغیب میكند، آن سه عبارت است از امرى كه به آن فرمان داده‏اى و من در انجامش كندى كردم، و
نَهَیْتَنى عَنْهُ فَاَسْرَعْتُ اِلَیْهِ، وَ نِعْمَةٌ اَنْعَمْتَ بِها عَلَىَّ فَقَصَّرْتُ
كارى كه مرا از آن نهى نمودى و به سویش شتافتم، و نعمتی که به‏ من بخشیدى ولى در شكر گزاریش
فى شُكْرِها. وَ یَحْدُونى عَلى‏ مَسْئَلَتِكَ تَفَضُّلُكَ عَلى‏ مَنْ اَقْبَلَ
كوتاهى كردم. اما آنچه مرا بر درخواست از تو ترغیب مى‏كند احسان توست به آن‏كه با نیّت پاك
بِوَجْهِهِ اِلَیْكَ، وَ وَفَدَ بِحُسْنِ ظَنِّهِ اِلَیْكَ، اِذْ جَمیعُ
به تو روى آورده، و از طریق خوش گمانى به درگاه تو آمده، زیرا كه تمام احسانهایت از
اِحْسانِكَ تَفَضُّلٌ وَ اِذْكُلُّ نِعَمِكَ ابْتِدآءٌ، فَها اَنَاذا، یا اِلهى،
روى تفضّل است، و نعمتهایت همه بی سبب و بدون سرآغاز. اى خداى من اینك منم كه
واقِفٌ بِبابِ عِزِّكَ وُقُوفَ الْمُسْتَسْلِمِ الذَّلیلِ، وَ سآئِلُكَ عَلَى
به پیشگاه عزتت همچون تسلیم شونده ذلیل ایستاده‏ام، و با شرم و حیا همچون
الْحَیآءِ مِنّى سُؤالَ الْبآئِسِ الْمُعیلِ، مُقِرٌّ لَكَ بِاَنّى
نیازمندى عیالوار از تو درخواست میکنم، و معترفم كه در
لَمْ‏اَسْتَسْلِمْ وَقْتَ اِحْسانِكَ اِلاّ بِالْاِقْلاعِ عَنْ عِصْیانِكَ، وَ
هنگام احسان تو جز خوددارى از معصیت طاعتى نكرده ‏ام، و
لَمْ‏اَخْلُ فِى‏الْحالاتِ كُلِّها مِنِ امْتِنانِكَ، فَهَلْ یَنْفَعُنى، یا اِلهى‏،
هیچ‏گاه از نعمتت بی بهره نبوده ‏ام، خدایا اكنون كه در برابرت
اِقْرارى عِنْدَكَ بِسُوءِ مَااكْتَسَبْتُ؟ وَ هَلْ یُنْجینى مِنْكَ
به زشتى اعمالم اعتراف میکنم برایم سودى خواهد داشت؟ و آیا اقرار به زشتى آنچه
اعْتِرافى لَكَ بِقَبیحِ مَاارْتَكَبْتُ؟ اَمْ اَوْجَبْتَ لى فى مَقامى هذا
انجام داده‏ام مرا از عذاب تو نجات خواهد داد؟ یا آنكه مرا در این حالى كه هستم مستوجب
سُخْطَكَ؟ اَمْ لَزِمَنى فى وَقْتِ دُعاىَ مَقْتُكَ؟ سُبْحانَكَ،
غضب خود میدانى؟ و یا در این هنگام كه تو را می‏خوانم اراده عذابى شدید به دنبال من است؟ پاك ‏و منزّهى،
لااَیْئَسُ مِنْكَ وَقَدْ فَتَحْتَ لى بابَ التَّوْبَةِ اِلَیْكَ، بَلْ اَقُولُ
از تو ناامید نیستم در حالى كه درِ توبه را به رویم گشوده‏اى، بلكه سخن بنده
مَقالَ الْعَبْدِ الذَّلیلِ، الظّالِمِ لِنَفْسِهِ، الْمُسْتَخِفِّ بِحُرْمَةِ رَبِّهِ،
ذلیل را به زبان می آورم، بنده ‏اى كه به خود ستم كرده، و حریم حرمت پروردگارش را سبك شمرده،
الَّذى عَظُمَتْ ذُنُوبُهُ فَجَلَّتْ، وَ اَدْبَرَتْ اَیّامُهُ فَوَلَّتْ،
بنده‏ اى كه گناهش عظیم است و روى هم انباشته، و روزگار از او روى گردانده و عمرش سپرى شده،
حَتّى‏ اِذا رَاى مُدَّةَ الْعَمَلِ قَدِانْقَضَتْ، وَ غایَةَ الْعُمُرِ قَدِ انْتَهَتْ،
تا چون نظر كرده كه زمان عمل گذشته، و دوران عمر به آخر رسیده،
وَ اَیْقَنَ اَنَّهُ لامَحیصَ لَهُ مِنْكَ، وَ لا مَهْرَبَ لَهُ عَنْكَ، تَلَقَّاكَ
و یقین نموده كه پناهگاهى از عذابت و گریزگاهى از انتقامت نیست، با ناله و انابه
بِالْاِنابَةِ، وَ اَخْلَصَ لَكَ التَّوْبَةَ، فَقامَ اِلَیْكَ بِقَلْبٍ طاهِرٍ نَقِىٍّ،
به سویت روآورده، و توبه ‏اش را براى تو خالص ساخته، پس با دلى پاك و پاكیزه به سویت برخاسته،
ثُمَّ دَعاكَ بِصَوْتٍ حآئِلٍ خَفِىٍّ، قَدْ تَطَاْطَاَ لَكَ فَانْحَنى‏،
و تو را با ناله‏اى سوزناك و آهسته خوانده، درحالى كه از شدت تواضع در برابر تو خم گشته،
وَنَكَّسَ رَأْسَهُ فَانْثَنى‏، قَدْ اَرْعَشَتْ خَشْیَتُهُ رِجْلَیْهِ، وَ غَرَّقَتْ
و از سرافكندگى كج و فرومانده شده، و ترس از مقام تو هر دو پایش را به لرزه انداخته، و اشك چشم
دُمُوعُهُ خَدَّیْهِ، یَدْعُوكَ بِیا اَرْحَمَ‏الرّاحِمینَ، وَ یا اَرْحَمَ مَنِ
صفحه رخسارش را فراگرفته، و با این جملات تو را می ‏خواند: اى مهربانترین مهربانان، اى بخشنده‏ تر
انْتابَهُ الْمُسْتَرْحِمُونَ، وَ یا اَعْطَفَ مَنْ اَطافَ بِهِ الْمُسْتَغْفِرُونَ،
كسى كه طالبان رحمت نوبت به نوبت آهنگ او كنند، و اى عطوف‏تر كسى كه آمرزش خواهان گرد او گردند،
وَ یا مَنْ عَفْوُهُ اَكْثَرُ مِنْ نَقِمَتِهِ، وَ یا مَنْ رِضاهُ اَوْفَرُمِنْ‏سَخَطِهِ،
و اى كسى كه عفوت افزون از انتقامت است، و اى آن كه خشنودیت بیش از خشم توست،
وَ یا مَنْ تَحَمَّدَ اِلى‏ خَلْقِهِ بِحُسْنِ التَّجاوُزِ، وَ یا مَنْ عَوَّدَ عِبادَهُ
و اى كسى كه به‏ خاطر گذشت پسندیده‏ات آفریدگانت را به حمد خویش فراخوانده‏ اى، و اى كسى كه بندگانت را به پذیرفتن
 
قَبُولَ الْاِنابَةِ، وَ یا مَنِ اسْتَصْلَحَ فاسِدَهُمْ بِالتَّوْبَةِ، وَ یا مَنْ
توبه عادت داده ‏اى، و اى كسى كه اصلاح تباهكارى مردم را به وسیله توبه خواسته‏اى، و اى كسى كه
رَضِىَ مِنْ فِعْلِهِمْ بِالْیَسیرِ، وَ یا مَنْ كافى‏ قَلیلَهُمْ بِالْكَثیرِ،
به عمل اندك بندگان خشنود شده ‏اى، و كم آنان را پاداش فراوان داده‏ اى،
وَ یا مَن ضَمٍنَ لَهم اٍجابةَ الدعاءٍ ,وَ یا وَعَدَهم عَلی نَفسٍهٍ
و اى كسى كه اجابت دعا را براى ایشان ضامن گشته‏ اى، و اى آن كه به فضل و بخشش خویش آنان را
بِتَفَضُّلِهِ حُسْنَ الْجَزآءِ، ما اَنَا بِاَعْصى‏ مَنْ عَصاكَ فَغَفَرْتَ
به پاداش نیكو وعده داده ‏اى، من نه از گناهكارترین گناهكارانم كه تو او را آمرزیده‏اى،
لَهُ، وَ ما اَنَا بِاَلْوَمِ مَنِ اعْتَذَرَ اِلَیْكَ فَقَبِلْتَ مِنْهُ، وَ ما اَنَا
و نه از نكوهیده ‏ترین افرادى كه به درگاهت عذر آورده و تو عذرش را قبول كرده ‏اى، و نه
بِاَظْلَمِ مَنْ تابَ اِلَیْكَ فَعُدْتَ عَلَیْهِ، اَتُوبُ اِلَیْكَ فى مَقامى
از ستمكارترین ستمكاران كه نزد تو موفق به توبه شده و تو به او احسان كرده‏ اى،
هذا تَوْبَةَ نادِمٍ عَلى‏ ما فَرَطَ مِنْهُ، مُشْفِقٍ مِمَّا اجْتَمَعَ عَلَیْهِ،
در چنین حال به جانب تو بازمی گردم بازگشت كسى كه از كرده گذشته خود پشیمان و از آنچه بر سرش آمده نگران،
خالِصِ الْحَیآءِ مِمّا وَقَعَ فیهِ، عالِمٍ بِاَنَّ الْعَفْوَ عَنِ الذَّنْبِ
و از ورطه ‏اى كه در آن افتاده از روى خلوص شرمگین است، و می داند كه گذشت از گناه بزرگ
الْعَظیمِ لایَتَعاظَمُكَ، وَ اَنَّ التَّجاوُزَ عَنِ الْاِثْمِ الْجَلیلِ
در نظر تو عظیم نمی ‏نماید، و بخشیدن معصیت خطیر
لایَسْتَصْعِبُكَ، وَ اَنَّ احْتِمالَ الْجِنایاتِ الْفاحِشَةِ لایَتَكَاَّدُكَ،
بر تو گران نمی ‏باشد، و تحمل جنایات سنگین بر تو دشوار نمی آید،
وَ اَنَّ اَحَبَّ عِبادِكَ اِلَیْكَ مَنْ تَرَكَ الْاِسْتِكْبارَ عَلَیْكَ، وَ جانَبَ
و محبوب‏ترین بندگانت نزد تو كسى است كه در پیشگاه تو دست از سركشى و نافرمانى بردارد، و از
الْاِصْرارَ، وَ لَزِمَ الْاِسْتِغْفارَ، وَ اَنَا اَبْرَءُ اِلَیْكَ مِنْ اَنْ اَسْتَكْبِرَ،
پافشارى بر گناه اجتناب نماید، و درخواست آمرزش را ادامه دهد، و من در برابر تو بیزارى می جویم از اینكه سركشى كنم،
وَ اَعُوذُ بِكَ مِنْ اَنْ اُصِرَّ، وَاَسْتَغْفِرُكَ لِما قَصَّرْتُ فیهِ،
و به‏ تو پناه‏ می ‏برم از اینكه بر گناه اصرار ورزم، و براى آنچه در آن كوتاهى ورزیده‏ام طلب‏ آمرزش دارم،
وَاَسْتَعینُ بِكَ عَلى‏ ماعَجَزْتُ عَنْهُ. اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ
و بر آنچه از انجامش فرومانده ‏ام از تو درخواست یارى می کنم. الها، بر محمد و آلش درود
وَالِهِ، وَ هَبْ لى ما یَجِبُ عَلَىَّ لَكَ، وَ عافِنى مِمّا اَسْتَوْجِبُهُ
فرست، و از حقوقى كه بر عهده من دارى بگذر، و از عذابى كه مستحق آنم
مِنْكَ، وَاَجِرْنى مِمّا یَخافُهُ اَهْلُ الْاِسآئَةِ، فَاِنّكَ مَلى‏ءٌ بِالْعَفْوِ،
معافم دار، و از آنچه بدكاران از آن می ترسند پناهم ده، زیرا كه تو بر عفو و بخشش كمال قدرت را دارى،
مَرْجُوٌّ لِلْمَغْفِرَةِ، مَعْرُوفٌ بِالتَّجاوُزِ، لَیْسَ لِحاجَتى
و به جهت آمرزش موضع امیدى، و به گذشت معروفى، نیازم را جز تو محل
مَطْلَبٌ سِواكَ، وَ لا لِذَنْبى غافِرٌ غَیْرُكَ، حاشاكَ، وَ
طلبیدنى نیست، و گناهم را غیر تو آمرزنده‏اى نباشد، حاشا كه چنین نباشى، و
لااَخافُ عَلى‏ نَفْسى اِلاّ اِیّاكَ، اِنَّكَ اَهْلُ التَّقْوى‏ وَ اَهْلُ
من جز از تو بر خود ترس ندارم، كه تو شایسته آنى كه از تو پروا كنند و اهل
الْمَغْفِرَةِ، صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَاقِضْ حاجَتى،
آمرزشى، بر محمد و آلش درود فرست، و حاجتم را روا كن،
وَاَنْجِحْ طَلِبَتى، وَاغْفِرْ ذَنْبى، وَ امِنْ خَوْفَ نَفْسى، اِنَّكَ
و مطلبم را برآور، و گناهم را ببخش، و دلم را از ترس ایمنى ده، زیرا كه تو
عَلى‏ كُلِّ شَىْ‏ءٍ قَدیرٌ، وَ ذلِكَ عَلَیْكَ یَسیرٌ، امینَ رَبَّ الْعالَمینَ.
بر هر چیز توانایى، و این كار براى تو آسان است، دعایم را مستجاب كن اى پروردگار جهانیان.
دعای 12 صحیفه سجادیه ترجمه ی استاد حسین انصاریان





دسته بندی : ღروزهای زندگیღ ,  دل نوشته ,