اواخر ماه(این چند روز) چندین بار وارد سایت شدم اما خبری از جواب مصاحبه نبود...
دوستمم که مثل من توی مصاحبه شرکت کرده بود می گفت تو که قبولی نگران چی هستی.
اما من یکم نگران بودم شاید که...!
آخر دیروز صبح(31 مرداد) مادرم با حوزه تماس گرفت...
و جمله ی دختر شما قبول نشده رو تحویل گرفت شوکه شدم ولی اصلا ناراحت نشدم یه لحظه به رفتن فکر کردم!!!شاید قراره برم...
ハートだよ。ハートブレイク のデコメ絵文字
طبق حرفی که هنگام مصاحبه زدم اصلا گریه نکردم ته دلم قرص بود...چیزی آرومم می کرد(وجود خــدا)
دوستم قبول شد واقعا خوشحال شدم  یه عالمه دلـ
照れっ のデコメ絵文字ـداریم داد ولی من ناراحت نبودم که  دل شکسته بودم...゜*ハート、かわいい*゜ のデコメ絵文字
یادمه یه نفر توی یه صفحه مجازی گفته بود امام زمان(عج) طلبه رو انتخاب میکنه...(وقتی طلبه شدی یعنی انتخاب شده ای و وقتی رد شدم فهمیدم خیلی خرابه وضعم خیــــلی خراب!)
(طلبگی عاشقی است اگر عاشق نباشی کم می آوری و شاید من زیاد عاشق نبودم)
خــدا ناراحت نیستم فقط کمی دلم شکسته
ハートだよ。ハートブレイク のデコメ絵文字
حقم بود خیلی بد کردم...
راضیم به رضای تو...



دسته بندی : ღروزهای زندگیღ ,