+هوالحکیم

از بچگی از بابام خیلی حساب می بردم...و توی خانواده ای تقریبا مذهبی بزرگ شدم ماجرا از وقتی شروع شد که به سن تکلیف رسیدم و بابتش هم از پدر و مادرم کادو گرفتم و کلی ذوق کردم یکسال گذشت که زمزمه های پدرم که می گفت دیگه چادر سرت کن تو گوشم پیچید
حسابی ناراحت بودم و متاسفانه دوستای خوبی هم نداشتم و همین باعث شده بود که از چادر بیزار بشم اما به اجبار بابام چادر سر می کردم و وقتایی هم که نبود چادرم درمیاوردم که نگو گزارشش از طریق مامانم به گوش بابام می رسید و هیچی بهم نمی گفت
 کم کم موهام از روسری اومد بیرون... که نگاه های بد نامحرم های خیابون رو خودم حس می کردم چیزی ته دلم دردش می گرفت و اون درد کم کم توی گلوم بغض می شد.کسی از درون بهم می گفت راه دارم اشتباه میرم...(یاده اون روزها اون درد تازه میکنه)
اصلا فلسفه حجاب نمی دونستم کسی نبود برام بگه خودم رفتم دنبالش وضعیت دخترای بی حجاب و با حجاب مقایسه کردم به عینه دیدم که دخترایی که حجاب دارن موفقیت های درسی بیشتر و روح و روان سالم تر و آروم تری دارن(آبجیا سو تفاهم نشه )...و اون دخترا هم دوست ها و همکلاسی و فامیل هامون بودن...
و من امنیت و آرامش چادر رو هم چشیده بودم...
دیگه کم کم چادرم روی سرم محکم شد و الحمدالله تا الان هم لحظه ای ازم جدا نشده.
بعد از اون کتاب ها و مستندهای زیادی خوندم و دیدم که باعث شد بیشتر پایبندش بشم...


آیت الله جوادی آملی می فرمایند:

حرمت زن

نه اختصاص به خود زن دارد
نه مال شوهر
و نه ویژه برادران
و فرزندانش می باشد...

همه ی اینها اگر رضایت بدهند
قرآن راضی نخواهد بود
چون حرمت زن و حیثیت زن به عنوان حق الله مطرح است...

حجاب زن حقی است الهی ٬
عصمت زن "حق الله" است ٬
زن به عنوان امین حق الله از نظر قران مطرح است...

زن باید این مسئله را درک کند که حجاب او تنها مربوط به خود او نیست تا بگوید من از حق خودم صرف نظر کردم...
حجاب زن مربوط به مرد نیست تا مرد بگوید من راضیم...

حجاب زن مال خانواده نیست تا اعضای خانواده رضایت دهند...

حجاب زن حقی الهی است.


* پسر: چرا خود را کامل نپوشانده ای؟

 - دختر: من زیبا هستم و نمی خواهم آن را مخفی کنم....

 * پسر: چرا فکر می کنی باید زیبایی ات را ارائه کنی؟

 - چرا نباید ارائه کنم؟ چرا خود را نشان ندهم؟ من برای کسی این کار را نمی کنم، فقط دوست ندارم خودم را در حجاب مخفی کنم...

 * حجاب که مخفی کردن خود نیست... حجاب مخفی کردن از ناخود است...

 - من نمی خواهم کمالاتم را مخفی کنم، من یک زن زیبا هستم و با آنها که زشتند و خود را پوشانده ام فرق دارم، نمی خواهم اُمّل و عقب افتاده به نظر برسم...

* چه کسی گفته زیبایی جسم، تعیین کننده کمالات است؟ جمال با کمالات فرق دارد. آنها که در تاریخ به انسان های بزرگ و کامل شهرت داشته اند، آیا خود را به نمایش گذاشته اند؟ مثلاً حضرت زهرا(سلام الله علیها) برای نشان دادن کمالاتش باید خود را نشان می داد؟ می دانی که اینگونه نشده است...

 - اینقدر حضرت زهرا(س) را به سرم نکوبید... حضرت زهرا(س) برای اعراب 1400 سال پیش الگو بوده است... من دختر و زن امروزم... این روزگار اخلاق خودش را می طلبد...

 * مگر قران نخوانده ای؟ آیه "رسول الله اسوة الحسنه" را خوانده ای ؟ خوب وقتی رسول خدا(ع) به قول قرآن کریم برای مااسوه حسنه است، مگر می شود دخترش نباشد؟ حدیث از امام زمان (عج) را نشنیده ای؟ که می گوید: فاطمه (س) دختر محمد(ص) برای من نمونه ای کامل است...؟(کافی ، ج6، ص48) پس چرا این محبوبه خدا را به زمان خودش و برای چند عرب محدود می کنی؟

 - من دوست دارم به قانون روزگار خودم زندگی کنم، قانون عصر جدید..

 * یعنی قانون عصر جدید با قانون خدا نیز باید متفاوت باشد؟ مگر نخوانده ای که در قرآن، سنت ها و قوانین خدا تغییر نمی کند؟همه تاریخ یک قانون نوشته شده دارد که لایق پیروی کردن است و آن نیز قرآن است که خداوند همه چیز را در آن تدوین کرده است...

 - من آیه ای در مورد حجاب در قرآن سراغ ندارم...

 * آیه 31 سوره نور ، و 59 سوره احزاب اشاره ای مستقیم به حجاب و عفاف در زنان دارد. سوره نور به نوعی سوره عفاف و حیا و حجاب است. شروعش نیز در قرآن نمونه ندارد. همه جا در قرآن می گوید: نازل کردیم این کتاب را، اما در سوره نور و آیه اول می گوید نازل کردیم این سوره را و عمل به آن را فریضه و واجب می داند...

 - خوب چرا تو نباید چشمت را بپوشانی تا من راحت و آزاد پوششم را خودم انتخاب کنم؟

 * در قرآن به من قبل از تو تذکر داده اند... آیه 30 سوره نور اول به چشم پاکی و حجاب مردان تذکر داده و بعد به شما. اما اگر کمی از روحیات مردان را بدانی، می فهمی مرد با یکبار دیدن زنی نامحرم ممکن است به گناه بیفتد و این به خاطر ضعف او در مقابل قوه جنسی خود است درست بر خلاف زنان. حتی در قرآن آیاتی داریم که مکر شیطان را ضعیف(۴/۷۶)، و مکر زنان را بسیار بزرگ می شمارد(۱۲/۲۸)...

 - جمله ای زیبا می گویم از مردان و پسرانی که طرفدار آزادی پوشش من هستند، بشنو که جوابی برایش نداری: می گویند حجاب زنان و دختران میهنم، پلک چشم ماست. یعنی چرا او خود را به زحمت بیندازد، ما چشم خود را کنترل می کنیم.

 * این هم حرف مضحکی است. مگر می شود تو هر گونه می خواهی در جامعه بگردی و دیگران همه با این اعتقاد خود را کنترل کنند. یعنی همه این پسران و مردانی که اینگونه می گویند، می خواهند تو آزاد باشی؟ یا اینکه می خواهند تو برای هوسرانی آنها آزاد باشی؟ وقتی خدا به مردان می گوید: چشمت را بپوشان و نگاهت را کنترل کن، بعدش هم به زنان دستور پوشش می دهد و این را برای شما، حتی اگر چشم مردان کنترل شود، بهتر می داند.تاریخ را نخوانده ای: وقتی مردی کور به خانه رسول الله(ص) می رود و حضرت زهرا(س) خود را می پوشاند و از اتاق بیرون می رود، به نظرت نمی توانست به خاطر کوری آن مرد خود را نپوشاند؟ این در حالیست که حضرت زهرا(س) در جواب رسول خدا می گوید: او مرا نمی بیند، من که او را می بینم و...

 این یعنی فقط دیده شدن و دیده نشدن مهم نیست، بلکه نفس اینگونه پوشش در جامعه بسیار مهم است، و پوشش در پاکی روح و روان و اعتقاد زنان و دختران تاثیر مهمی دارد...

 دختر سرش را پایین انداخت و رفت...




دسته بندی : ღروزهای زندگیღ ,  ♥حجاب♥ ,