بنات انمی محجبات anime_hijab_002.jpg

درسته شهرمون مورد پسند آقا(عج) نیست اما گوشه و کنار همین شهر آدمایی پیدا میشن که رنگ و بوی خدایی دارند
رفیقایی که برات مثل خواهر می مونن و میتونی حسابی باهاشون درد و دل کنی و نگران طعنه و کنایه نباشی...
توی مدرسه اون قدر میخندیم و شیطونی می کنیم که زنگ آخر هم که میشه دل کندن برامون خیلی سخته(برا من که اینطوره بماند بعضیا از زنگ اول خوابن)
دیروز کاملا اتفاقی عضو گروه سرود مدرسه شدم و اولین شعر رو هم درمورد امیرالمومنین تمرین کردم
برای اینکه پدر گرامی مخالفت نکنن با ذوق رفتم پیشش و گفتم:(بابا نمیدونی امروز چه روزه خوبی بود عضو گروه سرود شدم و قرار شده هدفمون سرود خوندن برای اهل بیت باشه) پدر من هم که مهربون نتونستن مخالفتی کنن یه ساعت بعدش هم گفتم یه خبر خوب دیگه اینکه شاید با بچه های سرود بریم مشهد...
با بچه های هیات که اجازه نمیدن شاید با مدرسه راضی بشن
-----------
خواهر وقتی باخدا باشه دل نمیشکنه،درکت میکنه اگه ناراحت بودی نتونستی زیاد بهش توجه کنی داد و بیداد راه نمیندازه ...
اشتباه کنی بهت میگه،هواتو داره خیلی جاها به خاطر تو نه به خاطر خدا باهات کنار میاد و اخلاقتو تحمل میکنه...بی منت می بخشه و بی توقع محبت میکنه....
خواهر جونا دوستون دارم خدا حفظتون کنه




دسته بندی : ღروزهای زندگیღ ,