花だよ。桜 のデコメ絵文字بسم الله الرحمن الرحیم花だよ。桜 のデコメ絵文字
花だよ。お花 のデコメ絵文字هوالغفور花だよ。お花 のデコメ絵文字
お正月だよ。梅の花 のデコメ絵文字برگ یازدهمお正月だよ。梅の花 のデコメ絵文字
http://khomar.com/wp-content/uploads/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9%DB%8C-%D9%88-%D9%86%D9%88%D8%B1-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9%DB%8C-6.jpg
مرد جوان با مهربانی نگاهم کرد... بدنم می لرزید دستش رو به آرومی روی سینه ام گذاشت...
نیرویی عجیب تمام وجودم فرا گرفت...
تپش قلب گرفتم و کمی بعد آروم شدم...آرامش عجیبی در سینه ام غوطه ور شد...
دست گذاشتم روی سینه ام سرمو بلند کردم مرد رفته بود...
حسرت خیلی بدی افتاد تو جونم...
***
انگار کسی شبیه من جلوم ایستاده بود ...
امیر!خودم بودم!با لب های کبود... ابرو های برداشته!! و صورتی که کمی به سیاهی می زد!
کمی جلوی من راه رفت از دیدنش نفرت داشتم...بهتر بگم از دیدن خودم نفرت داشتم...یعنی این منم؟
هر چه بیشتر دقت می کردم لکه های سیاه روی صورتش بیشتر می شد...وحشت زده نگاش کردم...
سمتم اومد...
از اون حالت بیرون اومدم...
قطرات آب روی صورتم جاری شد...افراد زیادی بالای سرم ایستاده بودند و پچ پچ می کردند...
سرم روی زانوی شخصی بود سره جام نشستم...مرد جوانی با مهربانی نگام کرد.
سوال ها شروع شد:
_خوبی؟اسمت چیه؟
_چت شد یهو؟
_مریض بودی...شفا گرفتی؟
طوری سوال می پرسیدن که انگار آشنایی دیرینه داریم!
به هیچ کدوم از سوال ها جواب ندادم اصلا توان حرف زدن نداشتم از جام پا شدم تعادل نداشتم اما حس عجیبی در وجودم در حال رشد کردن بود...
مرد جوان دستم گرفت و با لبخند گفت: نیومده داری میری؟ عمرا بزارم اینجوری بری...!
_چجوری؟!!
_شکم گشنه...مگه میشه عزادار آقا رو غذا نخورده بفرستم بره...
بیا بریم داخل حسینیه...
بدون مخالفتی به دنبالش راه افتادم...
ظرف غذایی دستم داد و با مهربونی گفت: فکر کنم بهتر باشه لباس هاتو عوض کنی...غذاتو بخور بیا یه لباس نوکری خوب بهت بدم...
از خوشحالی چشام برق زد...با ولع شروع به خوردن غذا کردم...
غذام که تموم شد مرد با بسته ای سمتم اومد.
_اینا رو بپوش اگه دوست داشتی هم بمون که خیلی به نیرو نیاز داریم...
بسته رو باز کردم انگار که عطر خوشی توی فضا پراکنده شد پیراهن مشکی و شلواری از همان نوع با شالی که بر روی آن یا حسین زیبایی حک شده بود...با شادمانی لباس رو تن کردم


صلوات
پ.ن: کپی بدون ذکر منبع پیگرد الهی دارد! (از ما گفتن بود!)




دسته بندی : کنارم باش! ,